کتابستان اراک

فروشگاه کتاب کتابستان شعبه اراک

کتابستان اراک

فروشگاه کتاب کتابستان شعبه اراک

کتابستان اراک

تشنه ی کتاب که بودم ، وقتی در شهر می گشتم، با چراغ بودم یا بی چراغ ، جایی را نمی یافتم که سیرابم کنند.

اما یکسالی می شود که دوستان ، دور هم جمع شدند و سقاخانه بنا کردند و تشنگان را آب می نوشانند.

"کتابستان اراک" ، سقاخانه است. سقاخانه ای که با همت بنا شد و با تلاش به راهش ادامه میدهد.

سقاخانه ، "کتابستان اراک" است که مامن اهالی فرهنگ و ادب و هنر است.

هرگاه تشنه شدی یا خسته بودی و دنبال مامن می گشتی، به سقاخانه ی "کتابستان" سری بزن.

یاعلی

::
آدرس: اراک، خیابان خرّم، جنب هتل زاگرس

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حیران» ثبت شده است

۰۶
مرداد

هر قدر هم دیر برگردی کنارم دیر نیست

این غریب گوشه گیر از دست تو دلگیر نیست

یاد زلفت گوشه ای یک چند پایم بسته است

گوشه گیری من دیوانه از زنجیر نیست

لیلة القدر نگاه تو مرا دیوانه کرد

هر چه گشتم این جنون در صفحه تقدیر نیست

از فراق زلف شب گونت سر ما شد سپید

در سر ما صبح وصلست ار نه عاشق پیر نیست

گر چه چندی پیش،دل از خوان دنیا سیر شد

حرص پابرجاست چون چشمم ز دنیا سیر نیست

مهدی کازرانی 

  • محمد گازرانی
۰۳
خرداد

پارسال چنین روزی روز پنجم شعبان قم روبروی ضریح حضرت معصومه شعری در رثای حضرت سجاد به ذهنم خطور کرد یک ترکیب بند که فقط یک بند شد! و از شعری که دیشبش حاج محمود کریمی خوانده بود الهام گرفته بودم تا به حال نه بر آن افزوده ام نه اصلاحش کرده ام خام خام است اما به دلم افتاد که امروز بگذارمش روی وبلاگ جانم به فدای امام سجاد به امید کارگری در ساخت بقیع:

سر در خانه شلوغ است که قرآن آمد

معنی ناب کرم حضرت احسان آمد

تا که احسان حسینی به همه فاش شود

صف کشیدند گدایان و بوی نان آمد

سجده ای کرد پدر بر سر سجاده و بعد

باز هم نام علی بر لب ایشان آمد

پسرانش همه نام پدرش را دارند

دومین بار در این خانه علی جان آمد

پدرت خواست که این خاک حسینی باشد 

بی سبب نیست تو را مادر از ایران آمد

شیعه زنده است به آن خطبه ی غرای شما

شیعه زنده است علی جان به دعاهای شما

مهدی کازرانی

  • محمد گازرانی
۱۳
ارديبهشت

فردا ۱۵ رجب روز وفات حضرت زینب است البته شاید بهتر باشد بگوییم شهادت...

خدا را شکر پرچم عزای بی بی در همه جا برپاست انشالله با نابودی داعش و تکفیری ها همه به زیارتشان نائل شویم و توی این شب ها به یاد همه شهدایی که در سوریه و عراق و یمن و... غریبانه کشته می شوند باشیم شهدای ایرانی،شهدای افغانستانی،عراقی و همه شهدا تا آن ها هم به یاد ما باشند شعری که چند ماه پیش تقدیم به حضرت زینب کرده بودم را میگذارم باشد که مقبول نظرشان بیفتد انشالله:


آن بانویی که آمد و از این جهان گذشت

فضلش نهفته ماند چرا که نهان گذشت

بی اذن او اگر چه بهاری نیامده است

عمرش ولی تمام میان خزان گذشت

داغ رسول و فاطمه در کودکی رسید

او سربلند گشت و ازین امتحان گذشت

مادر که رفت ام ابیهای خانه شد

مادر که رفت سخت به زینب زمان گذشت

حالا دوباره شب شد و تشییع پیکری

از خاطرش که خاطره ها بی امان گذشت

با خود به فکر رفت پدر مثل شمع بود

آرام گریه کرد و چو آب روان گذشت

حالا رسیده است کفن ها به آخرش 

آری چه قدر زود زمان ناگهان گذشت

با گریه گفت لحظه آخر حسن حسین

لا یوم مثل یومک؛ روز و شبان گذشت

آخر رسید وقت وداع و کفن نبود

آخر رسید ظهر و زمان اذان گذشت

در راه پیر عشق به یک صبح تا به عصر

زینب هم از جوانی و هم از جوان گذشت

آخر بلند مرتبه شاهی ز صدر زین 

افتاد بر زمین ولی از آسمان گذشت

آری صدای مادرش از سمت جنت است:

منت گذاشتی قدمت از جنان گذشت

 با گریه آه می کشد ای وای دخترم!

از پیش جسم زخمی تو قد کمان گذشت...

مهدی کازرانی

  • محمد گازرانی
۲۱
فروردين

خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها

عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد


امشب شب ولادت حضرت زهرا بود مادری که طبق روایات حقیقت لیلة القدر است "و ما أدراک ما لیلة القدر" پس در اینکه کنه وجودی حضرت زهرا را نمیشود شناخت شکی نیست این از این!

  • محمد گازرانی
۲۷
بهمن

تا لحظه ای از عمر دقایق باقیست

حیرانی در آینه دق باقیست

زنهار! چنین خنده ی مستانه مزن

چون با گذر قهقهه هق هق باقیست

مهدی کازرانی

  • محمد گازرانی
۰۱
بهمن

در حال و هوای لغو سفر مشهد:


چندیست هوای صحن و گنبد دارم

از حال خراب، یأس بی حد دارم

یک ماه به دنبال رجا میگشتم

امشب دیگر قطار مشهد دارم!

...................................

ناگاه همه امید من رفت به باد

آنگاه که برگه را به دستم میداد

انگار که رفت جانم از تن بیرون

وقتی کردم بلیط را استرداد!

..................................

وقتی به سرم هوای باران میزد

یا باخته بودم به جهان یک بر صد

تنها برگ برنده ی من بودی

ای برگ قطار سبز تهران-مشهد!

....................................

  • محمد گازرانی
۲۵
دی


باز آسمان گرفت، باز بی تو گریه کرد

باز بی تو شد هوا سردِ سردِ سردِ سرد

رنگ خون شد آسمان بس که خورد خون دل

برگ ها که ریخت شد چهره زمانه زرد

رفتی و قسم به عصر عصر یخ فرا رسید

صاعقه زد و شکست آسمان در این نبرد

رفتی و بدون تو روز من سیاه شد

بی تو مشق هر شبم درد، درد، درد، درد

°°°°°°°°°°°°°°°°

گر چه پشت پای تو بغض کهنه ام شکست

لایق تو نیستم برنگرد برنگرد

مهدی کازرانی

  • محمد گازرانی
۲۱
مرداد
تا نگاهی به حال ما کردی
از همه جز خودت جدا کردی
این اسیر الی الابد را باز
کفتر جلد آن سرا کردی
نام صحن و سرا میان آمد
در دلم غربتی به پا کردی
حرم تو خراب نیست حسن!
که تو بر مادر اقتدا کردی
قبرک فی قلوب من والاک
در دل ما حرم بنا کردی
زیر این آفتاب ماندی تا
این حرم را چو کربلا کردی
ای کریمی که از کراماتت
دل سنگ مرا طلا کردی
دست ما را رها مکن از لطف
که به دامانت آشنا کردی

مهدی کازرانی(حیران)

  • محمد گازرانی
۳۰
تیر

امسال مرا غرق دعا بنویسید

 در زمره ی زوار خدا بنوبسید

در بین مقدرات،قبل از هر چیز

یک جمعه سحر،کرببلا بنویسید

  • محمد گازرانی
۲۰
ارديبهشت

دیریست که عشق روی خاک افتاده است

پیمانه به التماس تاک افتاده است

تسبیح به دست، برلب دنیا هم

ذکرأترانا و نراک افتاده است

حیران

  • محمد گازرانی
۱۳
ارديبهشت

دست های محبتت دیگر درد ما را دوا نخواهد کرد

آنچه با ما تو آشنا کردی هیچ نا آشنا نخواهد کرد

پیش تو نه که پیش عالم هم دست خالی ساده ام رو شد

میکنم اعتراف بعد از تو در دلم عشق جا نخواهد کرد

میروی تا رها شوی از من از من و خاطرات تلخ اما

به پریشانیم قسم زلفت خاطرم را رها نخواهد کرد

    احترام به دست های تو بود حاجت من اگر روا میشد

بی نگاهت ولی خدا حتی نظری سوی ما نخواهد کرد

از دم عیسوی توست اگر خضر دارد حیات جاویدان

نفست هست اگر نه هیچ اثری بی تو آب بقا نخواهد کرد

 سبب خلقت خداوندی! همه عالم طفیلیت هستند

پس  قیامت حساب دنیا را جز به دستت خدا نخواهد کرد
  • محمد گازرانی
۰۸
ارديبهشت

تا زنده ام به داد لبم با لبت برس

فردا چه سود هر چه رطب خیر میکنی

................................

مثل یک باغبان دلسردم با درختی که سخت بی برگ است

خواب دیدم به خواب می رفتم آه تعبیر خواب من مرگ است

................................

می روی تا رها شوی از من؛ از من و خاطرات تلخ اما

به پریشانیم  قسم  زلفت خاطرم را رها نخواهد کرد


برای تکمیل شدن بیت آخر و غزل شدنش دعا کنید!

مهدی کازرانی(حیران)

  • محمد گازرانی
۲۳
اسفند

 باز دریای دلم را بی نهایت میکنم

عاشقی را باز امشب هم رعایت میکنم

ماهی تنگم که عمری آرزوی رود داشت

حال در دریا به آن روزم حسادت میکنم

جا ندارد جز تو در یادم خدا هم شاهد است

پیش چشمانم تویی وقتی عبادت میکنم

سالها بگذشت ومن در به در درگاه تو

خادمانت را فقط گاهی زیارت میکنم

راه خود را گم کن و یک شب ز ما حالی بپرس

تا ابد با خلق آنشب را حکایت میکنم

کاش میکرد آه سردم در دل گرمت اثر

کاش تنها بشنوی وقتی شکایت میکنم

گریه کردن هم نکرد از من دوا دردی ولی

باز امشب خویش را با اشک راحت میکنم

مهدی کازرانی(حیران)

  • محمد گازرانی