کتابستان اراک

فروشگاه کتاب کتابستان شعبه اراک

کتابستان اراک

فروشگاه کتاب کتابستان شعبه اراک

کتابستان اراک

تشنه ی کتاب که بودم ، وقتی در شهر می گشتم، با چراغ بودم یا بی چراغ ، جایی را نمی یافتم که سیرابم کنند.

اما یکسالی می شود که دوستان ، دور هم جمع شدند و سقاخانه بنا کردند و تشنگان را آب می نوشانند.

"کتابستان اراک" ، سقاخانه است. سقاخانه ای که با همت بنا شد و با تلاش به راهش ادامه میدهد.

سقاخانه ، "کتابستان اراک" است که مامن اهالی فرهنگ و ادب و هنر است.

هرگاه تشنه شدی یا خسته بودی و دنبال مامن می گشتی، به سقاخانه ی "کتابستان" سری بزن.

یاعلی

::
آدرس: اراک، خیابان خرّم، جنب هتل زاگرس

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر رمضان» ثبت شده است

۰۶
مرداد
رؤیت چهره ی ماه تو برایم عید است
کاش روز سی ام  ِ ماه، مبارک باشد

سیدمسعود طباطبائی
  • سیدمسعود طباطبائی
۲۹
مهر

 

نمی دانیم چه سری است که مقدمه ی ماه محرم این همه عید پشت سر هم چیده شده است!

میلاد امام هادی ، نوه ی امام رضای خودمان مبارک.

اگر توی این سال ها سامرا رفته باشی و حرم آواره ی ایشون رو دیده باشی بیشتر به اون حدیث ایمان میاری که با این مضمون فرمودند: "دشمنان ما برای ما عیدی باقی نذاشتن!"

به هر حال امیدوارم تو این شب عزیز عیدی های خوشکل خوشکل از امام هادی بگیرید و ما رو هم دعا کنید.

تقدیم به محبین آقا:

آستان خدا کمال شما

هفت پرواز زیر بال شما

با شما می شود به قرب رسید

ای وصال خدا وصال شما

گاه با آدم و گهی با نوح

 

  • محمد گازرانی
۲۳
مهر

قابل توجه رفقای اراکی:

 تا آنجایی که ما اطلاع داریم مراسم دعای عرفه در اراک به شرح زیر است:

مسجد امام هادی: حاج منصور درجاتی

مسجد آقاضیاالدین: حاج آقای تاج آبادی

مسجد حاج آقا صابر: شیخ ابوالفضل صابری

مصلی: شیخ محمد حسین صابری و حاج مبین کاشانی

امامزاده : حاج آقای احدی(از شاگردان علامه حسن زاده)

مسجد ساعت: حاج آقای ابوالقاسمی

***

هر جا رفتید ما را هم دعا کنید

یاعلی

  • محمد گازرانی
۲۶
شهریور

باید تو را به جان جوادت قسم دهیم

یعنی که "هشتِ" زائرتان پیش"نُه" گروست



آقا دلمون برای اذن دخول گرفتن های باب الجواد تنگ شده.

بطلب ما رو.

درسته ما لایق نیستیم اما شما کریم تر از آنی که دل کسی را بشکنی و دست رد به سینه ی ما بزنی.

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت/جایی ننوشته است گنهکار نیاید!

  • محمد گازرانی
۲۵
شهریور

دست اگر باشد دخیل کنج دامان بهتر است

از نماز شب توسل بر کریمان بهتر است

 

دل ولو کوچک، به لطف تو بزرگی می کند

یک ده آباد از صد شهر ویران بهتر است

 

حرف ما آن است که آهوی نیشابور گفت

گاه مدیونت شدن از دادنِ جان بهتر است

 

سایه ای که بر سرم افتاد، عزت پخش کرد

سایه ی گلدسته از تاج سلیمان بهتر است

 

دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف کنی

تعارف اهل کَرم از خوردن نان بهتر است

 

یک کمی بنشین کنار ما، پذیرائی بس است

میزبان که می نشیند حال مهمان بهتر است

 

صبح محشر هر کسی دنبال یاری می دود

یار ما باشد اگر شاه خراسان، بهتر است


شاعر: علی اکبر لطیفیان


  • محمد گازرانی
۱۶
شهریور

ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم

هر صبح با حسین شما در تکلمیم

ما شیعه ولایت مولا، نسب نسب

سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم


  • محمد گازرانی
۱۰
شهریور
 
آسمان است و زمین دور سرش می گردد
آفتاب است و قمر خاک درش می گردد
 
این قد و قامت افتاده درخت طوباست
این محاسن به خدا آبروی دین خداست
 
این حرم، خانه ی زهراست خجالت بکشید
این حسینیه ی دنیاست خجالت بکشید
 
شعله پشت حرم فاطمه زاده نبرید
پسر فاطمه را پای پیاده نبرید
 
می بریدش، ببرید از وسط مردم نه
هر چه خواهید بیارید ولی هیزم نه
  • محمد گازرانی
۱۵
مرداد

وقتی که دانه بودونبود کبوتر است

باب‌الجواد راه ورود کبوتر است

از دست صاحبان کرم می‌چکد هنوز

گندم! همان که شرط وجود کبوتر است

  • محمد گازرانی
۱۵
مرداد
دو سه تا از شعرای دانشگاهِ ما دور هم جمع شدند و چند سالی است که دارند در حوزه ی تخصصی شعر و داستان فعالیت می کنند ، ما در کتابستان تمام کتاب هایشان را داریم ، اما کار جالبی که تقریبا بی سابقه بوده است ، شناسایی شاعران دانش آموز کشور و تربیت آنهاست ، البته شاعران سن بالا تر هم دارند اما تمرکز، روی دانش آموزان است.

مهدی ،برادر کوچکم، و مهران رجبی ، خانم عسگر نژاد ، و چند تن دیگر از شاعران اراک و استان مرکزی ، عضو این مجموعه هستند. به وبلاگ شاعران جوان سراسر کشور سر بزنید : آفتابگردان ها


  • محمد گازرانی
۱۵
مرداد

محسن رضوانی شاعری است که خیلی کارش درست است ، البته در نثر شاعرانه هم مهارت خاصی دارد.

دو تا مطلب از وبلاگش برایتان می آورم که اولیش متناسب با روزهای آخر رمضان است و دومیش متناسب با حال این روزهای سوریه ، اگر مطالب را خواندی و انشاء الله خوشت آمد به وبلاگش سر بزن" عصفور"

یک :

ما در پیاله 

اینکه افطار و سحر ، خودت را بسته ای به خاکشیر، خوبست. می طلبد. منتها التفات کن که خاکشیر، پلوی مزعفر حرم نیست که نشسته باشند پاک کرده باشند. یک سیرش یک خروار خرده شن دارد. شستن اش هم از هر ننه قمری ساخته نیست. چیزی شبیه منِ داغان. با سیاهه ای از اخلاق گند و گناه گُنده. حالا خودت می دانی. یا حسابی بشورمان؛ یا یخمال مان کن و چشم بسته سربکش

دو

سالیانی که ابوالحسن صبا و بدیع زاده و الباقی موزیکانچی های ایرانی به حلب می رفتند و ترانه و تصنیفات شان را در استودیوی "صبحی رضوانِ" خدابیامرز ثبت و ضبط می کردند، حال شهر مثل حالا بد نبود. عقرب جرّار نداشت. مار غاشیه نداشت. مردم گوشه ی خیابانِ ابوالعلای معرّی، لم می دادند، قهوه می خوردند، تنباکوی عجمی می کشیدند و ترانه های بدیع زاده را -هرچند نمی فهمیدند- از روی صفحه های آلمانی گوش می کردند. حالا حلب- اصفهان جهان عرب و پایتخت عشق و طرب- حال ندار است. برایش دعا کنید 

 

  • محمد گازرانی
۱۰
مرداد

خاطره ای داشتم از شب قدری بسال هشتاد و نه، که قبلا اینجا پستش کرده بودم!

در کتابستان هم بخوانیدش؛ زیاد بد نیست!

:)

رمضـان می رود و می برد از کف دل مـا
آنـکه هـر روز صـفا یافـت از او محفـل مـا

رمضان می رود و حیف کـه امضـا نشـود
طـاعــت نـاقـص مـا، روزه ی نـاقـابـل مـا

رمـضـان عقـده گشـا بـود گـنه کــاران را
وای اگـر او رود و حل نشـود مشـکل مـا

حال کی ماه خدا می روی، آهسته برو
کـه ندانـی چـه کنـد رفتـن تـو بـا دل مـا

 تقدیر  19ام
شب نوزدهم رمضان به یکی از امام زاده های اطراف شهر رفتیم. دسته ی بچه هیئتی ها به پیش ...
هر سال می دونم اینجا، تو این وقت شب سوز عجیبی وجود داره. اونم وسط تابستون. به خاطر همین همیشه یه کت همراهمه. اینجاست که نگاه حسرت وار رفقا را به کت بیچاره می بینم.
داخل حرم جایی برای نشستن پیدا نکردیم. حالا مجبوریم سرما رو تحمل کنیم و در محوطه صحن بنشینیم. بعد از اتمام دعای جوشن و نماز قضا، جایی داخل حرم پیدا کردیم تا از مراسم قرآن به سر، بدون "لرز" و "دندون قروچه" استفاده کنیم. عجب جایی هم. درست کنار ضریح. سرت رو می گذاری روی ضریح و هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
خیلی سبک شدیم. همون شب اول اندازه سه شب قدر وزن بارمون کم شد. حالا می تونیم یه مقدار کمرمون رو صاف کنیم. اصلا کنترات برداشته بودیم. فقط خدا کنه مزدمون رو قبل از خشک شدن اشک ها بهمون داده باشن.
تو این افکاریم که بلندگوی حرم صدایی می زنه: "خدا خیرتون بده جوونها. هرکدام از شما اگر یکی از این فرش های توی صحن رو برداره، همشون جمع شدن..."
تصویری از زیبایی همینجاست. همه کمک میکردن. با جون و دل و البته لذتی که تو چشمهاشون خوندم. حتی سبقت می گرفتن. اونجا بود که فهمیدم،  همش واسه خاطر همین کار کنتراتی است!

التماس دعا - مسعود طباطبائی

  • سیدمسعود طباطبائی
۰۹
مرداد

این شب، از دو شب قبل برتر است و از احادیث متعدد اینگونه احتمال داده می‌شود که شب قدر همین شب است. در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که مردی در ماه رمضان خدمت رسول خدا (ص) آمد و به آن حضرت عرض کرد: من در بیرون مدینه به سر می‌برم و شتر و گوسفند دارم که نمی‌توانم همه شب در مدینه حاضر شوم. دوست دارم شبی را به من معرفی کنی تا آن شب را به مدینه بیایم و در نماز و عبادت حاضر باشم. حضرت او را به نزد خود فراخواند و به طور در گوشی آن شب را معرفی کرد.

  • محمد گازرانی
۰۵
مرداد

اعمال شب نوزدهم ماه مبارک رمضان

اعمال مشترک شبهاى قدر

شب نوزدهم، اوّل شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است که در تمام سال شبى به خوبى و فضیلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال مى شود و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف مشرّف مى شوند و آنچه براى هرکس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف عرض مى کنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است یکى آنکه در هر سه شب باید انجام داد و دیگر آنکه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چیز است: اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده که غسل این شبها را مقارن غروب آفتاب کردن بهتر است که نماز شام را باغسل بکند دوّم دو رکعت نماز است در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ بگوید در روایت نبوى صلى الله علیه وآله است که از جاى خود برنخیزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بیامرزد «الخبر» سیّم قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید:

  • محمد گازرانی