کتابستان اراک

فروشگاه کتاب کتابستان شعبه اراک

کتابستان اراک

فروشگاه کتاب کتابستان شعبه اراک

کتابستان اراک

تشنه ی کتاب که بودم ، وقتی در شهر می گشتم، با چراغ بودم یا بی چراغ ، جایی را نمی یافتم که سیرابم کنند.

اما یکسالی می شود که دوستان ، دور هم جمع شدند و سقاخانه بنا کردند و تشنگان را آب می نوشانند.

"کتابستان اراک" ، سقاخانه است. سقاخانه ای که با همت بنا شد و با تلاش به راهش ادامه میدهد.

سقاخانه ، "کتابستان اراک" است که مامن اهالی فرهنگ و ادب و هنر است.

هرگاه تشنه شدی یا خسته بودی و دنبال مامن می گشتی، به سقاخانه ی "کتابستان" سری بزن.

یاعلی

::
آدرس: اراک، خیابان خرّم، جنب هتل زاگرس

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پیوندها

۶۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معرفی کتاب» ثبت شده است

۲۲
مرداد

پینگ پنگ ورزش خوبی است خیلی نشاط آور است مخصوصا آن صدای توپ تخم مرغی اش که مدام با راکت و میز برخورد می کند سنفونی میسازد ، اما بعضی ها افتضاح بازی می کنند ، تا توپ تخم مرغی می خواهد ریتم بگیرد و موسیقی بنوازد ، می زنند توی سرش (شاید هم زیر گوشش) ، خلاصه به خارج از میز می زنندو گم و گورش می کنند ، اما امید مهدی نژاد پینگ پنگ باز خوبی است ، حریف هایی را هم که انتخاب کرده است یکی از یکی کار درست ترند ، چنان باهم یکی به دو می کنند که توپ تخم مرغی، داغ می کند!


"پینگ پنگ" نام کتاب جدید مهدی نزاد است که انصافا جذاب و خواندنی است، اگر وقت خواندن همه اش را ندارید(!) لا اقل مصاحبه ی میرشکاک و امیرخانی و جعفریان اش را از دست ندهید.


یاعلی

  • محمد گازرانی
۲۲
مرداد
تصورش را بکن، مسلمان باشی و در کشور غیر مسلمان ها زندگی کنی. از آن کشورها که اجازه نمی دهند با حجاب به مدرسه بروی! پدر و مادرت هیچگاه اجبارت نکرده اند که حجاب داشته باشی اما الان که دبیرستانی شدی و به قول خودمان عقلت درآمده است ، می فهمی که حجاب برای دختر ها ضروری است و  تصمیم می گیری که حجاب داشته باشی.
تصورش را بکن هجمه ی اطرافیان را، از پدر و مادر بگیر تا هفت پشت غریبه ، اما تو از آرمانت پیروی می کنی که آن آرمان ، محکمت می کند و آن آرمان......

کتاب "بهم میاد ؟!" رمانی است برای آنهایی که می خواهید حجاب را به آن ها هدیه دهید.

این کتاب را دوست عزیزم ، محسن آقای بدره از عربی به فارسی ترجمه کرده است ، این کتاب قبلا به انگلیس هم ترجمه شده بود و جزو کتاب های پرطرفدار آن ور آب است!
  • محمد گازرانی
۱۶
مرداد

اولین بار بود که می خواستم به خدمت حضرت ناصر فیض (!) شرفیاب شوم ، هم شوق داشتم و هم اضطراب ، چرندیاتی را که در خیال خودم شعر می دانستم، جمع کرده بودم تا برایش بخوانم ، وقتی رسیدم جلسه داشت ، جلسه را به خاطر من تعطیل کرد ، به خاطر  من ی که برخورد اولم بود و اصلا مهم نبودم ، خیلی گرم و صمیمی ، و با روی باز به داخل اتاق دعوتم کرد ، از پشت میزش بیرون آمد و روی یک صندلی ، روبه روی من نشست ، شعر هایم را برایش خواندم و با حوصله گوش کرد ، کمی در مورد شعر صحبت کرد و کمی در مورد طنز ، بعد هم کتاب "روزنه " ی استاد محمد کاظم کاظمی را آورد و به من هدیه داد و گفت : " هر وقت این کتاب را تا انتها خواندی ، دوباره به من سر بزن". من هم که حسابی ذوق و شوق دیدار مجدد داشتم  ، "روزنه" را خیلی زود خواندم.

روزنه کتابی است که برای شاعران مبتدی و غیر مبتدی خواندنش لازم و ضروری است ، استاد کاظمی در این کتاب سعی کرده اند از  حاشیه پرهیز کنند و فقط آنچه را که ضروری یک شاعر است در کتاب آورده اند.

کتاب را با جان و دل بخوانید ، نوش جانتان

این هم وبلاگ استاد کاظمی : /mkkazemi.persianblog.ir/ . وبلاگ ناصر فیض هم که دست چپ لینک شده : املت دسته دار

واین هم سایر آثار استاد کاظمی:

یا علی

  • محمد گازرانی
۱۶
مرداد

شبا تا صب چرا بیداره تهران؟

مگه مثل شما بیکاره تهران؟

عجیبه با هزاران غصه و درد...

هنوزم شاهد قیداره، تهران

  • محمد گازرانی
۱۵
مرداد

قیدار رمانی است که خیلی ها اصلا رمان نمی دانندش ، اما من بدجوری توی آن گیر افتاده ام ، عزیزی از یک قسمت از کتاب عکس گرفته بود و آن را توی سایت " چند پیکسل کتاب" گذاشته بود که من هم آن قسمت را خیلی دوست داشتم:


  • محمد گازرانی
۱۵
مرداد

محمد حسین مرادی را که معرف حضورتان هست ، صاحب وبلاگ "اسراب" . برایمان پیام داد که به سایت "چند پیکسل کتاب" سر بزنیم ، نیم نگاهی به سایت انداختم و عاشقش شدم: " عشق در یک نگاه" !

شما هم خوشتان می آید...


  • محمد گازرانی
۱۴
مرداد

مهدی آذریزدی

ایشان یک خلئی را در یک برهه‌ى از زمان براى زنجیره‌ى طولانى فرهنگى این کشور پر کردند. این کار، با ارزش است. خداوند از شما -آقاى مهدى آذریزدى!- این خدمت را قبول کند و مأجور باشید. این ستایش‌هاى زبانى و این‌ها، اجر کارهائى که با اخلاص انجام گرفته باشد، نمى‌شود؛ اجر کار مخلصانه را خدا باید بدهد و خدا هم خواهد داد.

مهدی آذریزدی

  • محمد گازرانی
۱۴
مرداد

 خنده‌های فالش(مجموعه شعر طنز)

)خنده های فالش

سعید سلیمان‌پور ارومی

دور تو بگردم هسته  

خواندن یک صفحه از‌‌ یک کتاب را می‌توان چند گونه تعبیرکرد؛ چیدن شاخه گلی از یک باغ، چشیدن جرعه‌ای از اکسیر دانایی، لحظه‌ای همدلی با اهل دل، استشمام رایحه‌ای ناب، توصیه یک دوست برای دوستی با دوستی مهربان و...

جان به قربان انرژی تو کردم هسته 
تا شوم ذرّه و دور تو بگردم هسته 
...
  • محمد گازرانی
۱۰
مرداد

تازگی ها بچه ها کتاب " تا حالا دقت کردین...؟! " را چیده اند روی میز ، اما چون جلدش صورتی است و کاریکاتور دارد اصلا خوشم نمی آمد، امروز آمدم بردارمشان اما قبلش چند صفحه ای ورق زدم...

کتاب  زبان طنز دارد، طنز  اما تلخ! اصلا تلخ بودن در تعریف طنز نهفته است و گرنه می شود فکاهی و هزل.

امروز  یک کمش را خواندم خوشم آمد ، و از آنجایی که تنها خوری در مرام ما نیست گفتم شما را هم شریک کنم:

" تا حالا دقت کردین یه مادر میتونه ده تا بچه رو با هم بزرگ کنه ولی همون بچه ها بزرگ که میشن ده تایی نمی تونن یک مادر رو پرستاری کنن...!؟ "

یاعلی

  • محمد گازرانی
۱۰
مرداد

تصورش را بکن ، دشمن حمله کرده است ، خط دارد می شکند و رفقایت یکی یکی می پرند، آن وقت تو به جای آنکه انگیزه ات برای جنگیدن و دفاع و جهاد و انتقام و... چند برابر بشود و تفنگ را برداری و بیفتی به جان دشمن و ناکارش کنی ، به ظاهر بی خیال همه چیز بشوی و  طعنه های همرزمانت را به جان بخری و یک گوشه بنشینی و قلم و کاغذ به دست بگیری و خاطره بنویسی!

***

و این نوشته ها آنجا تو را متاثر می کنند که ناگهانی تمام می شوند یعنی اینکه احتمالا نویسنده هم ...

 

***

اول دفترچه اش نوشته است :

به یابنده

ای که این دفترچه را پیدا می کنی ، اگر مردی آن را به یکی از نشانی های زیر برسان. اگر هم نیستی که فکری به حال نامردی خودت بکن....

***

اگر روزی روزگاری تصمیم گرفتی "نه آبی نه خاکی" را بخوانی ، نگهش دار تا وقتی که خواستی بروی اردوهای راهیان نور ، آنوقت بخوانش.

یاعلی

  • محمد گازرانی
۰۵
مرداد
شاعری که برای اهل بیت در سبک هندی شعر می گوید و یک کتاب نثر هم به نام آقیانوس آلام در انتشارات نیستان چاپ کرده است ، که ما هم دفتر ها شعرش را داریم و هم اقیانوس آلامش را ، خیلی از شعر هایی را که حاج منصور می خواند ، او سروده است و تخلصش "معنی" است، در اینجا مدحی از مولا امیر المومنین را از او می آورم:

                            در معرکه چو تیغ کجت گشت سر فروش     تیغ تو خورد و خداوند گفت نوش

مرد جدال هستی و در زهد سخت کوش     تیر از نماز نافله ات می رود ز هوش

ناز طبیب می کشد این تیر زار را
  • محمد گازرانی
۰۵
مرداد

مطالبی رو قبلا روی وبلاگ گذاشته بودم اما با توجه به ایام عید غدیر تکرارشون می کنم:

 

علامه امینی کتاب شریف الغدیر را در حالی جمع آوری کردند که به بیماری جانکاهی دچار بودند، آخر کار هم در اثر همان بیماری رحلت نمودند ، حالا جفا نیست که ما به این کتاب شریف که با آن مشقت جمع آوری شده است بی تفاوت باشیم؟

لازم به ذکر است که علامه برای رسیدن به منابع دست اول از کتب اهل تسنن بار ها به هندوستان سفر می کنند و کتابخانه های آنجا را سرشار از کتب خطی اسلامی ناب می یابند. اما حالا چه بر سر آن کتابخانه ها آمده باشد ، خدا می داند.

در اینجا به ذکر برخی از اوصاف مولا امیر المومنین می پردازم ، تمام این احادیث را علامه از کتب اهل تسنن استخراج کرده اند:

قال رسول الله:

انا الشجره و الفاطمه فرعها و علی لقاحها و الحسن و الحسین ثمرتها و شیعتنا ورقها ....

علی ارحم الناس بالرعیه.

غلی احسن الناس خلقا.

علی اسخ (سخاوتمند ترین) الناس کفا.

علی مفاتیح خزائن رحمه الله.

علی اول من یقرع (در زدن) باب الجنه.

علی ذو قرنی الجنه.

علی عبقری (انسان کامل ، انسان ماورائی) اصحاب رسول الله.

انّ فیکم من یقاتل علی تاویل القرآن ، کما قاتلتُ علی تنزیله.

  • محمد گازرانی
۲۹
تیر

از آن روزی که سه گانه ی فاضل، چهارگانه شد ، حساب دیگری روی او باز می شود، اما متاسفانه بارها با مشتریان اهل شعری برخورد داشته ام که از کتاب چهارم فاضل بی خبر بوده اند!

"ضد" کتاب چهارم فاضل نظری است که باز هم غزل است ، غزل های عاشقانه ، که مثل همیشه چند کار آیینی هم کار را زینت داده اند.

هم اکنون در کتابستان می توانید ، از اشعار فاضل نظری چهار کتاب "اقلیت" ، " گریه های امپراتور" ، " آن ها" و "ضد" را تهیه کنید ، این چهار گانه مربوط به انتشارات سوره مهر است ، اما نشر مروارید هم پا در کفششان کرد و کتاب "گزینه اشعار فاضل نظری" را چاپ کرد.

در مجموع پنج کتاب از اشعار فاضل در بازار نشر موجود است که هر پنج تای آن را در کتابستان می توانید تهیه کنید ، شعر زیر از کتاب ضد است:

  • محمد گازرانی